توضیحات
کتاب شهریار به انگلیسی (The prince) اثر نیکولو ماکیاولی (Niccolo Machiavelli) ترجمۀ محسن شعبانی از انتشارات یوشیتا
معرفی کتاب شهریار
«شهریار» (The prince) نوشتهٔ نیکولو ماکیاولی، دیپلمات و نظریهپرداز مشهور ایتالیایی در قرن شانزدهم، هنوز پس از پنج قرن یکی جنجالیترین و تأثیرگذارترین کتابها در عرصهٔ فلسفهٔ سیاسی و رهبری به شمار میرود. این کتاب راهنمایی است برای کسب، تثبیت و حفظ قدرت در سطوح بالای حکمرانی؛ جایی که قواعد روابط عمومی معمول کنار میروند و سیاست با لایههایی از فریب، عملگرایی و محاسبات سرد مصلحتآمیز درهم میآمیزد. ماکیاولی با نگاهی واقعبینانه و گاه بدبینانه به ذات قدرت، مرز میان اخلاق شخصی و ضرورتهای سیاسی را به چالش میکشد.
در دنیایی که وفاداری متحدان متزلزل است و فضیلتهای سنتی (راستگویی، رحم بیحساب، بخشش بیموقع) گاهی به قیمت فروپاشی یک دولت تمام میشود، ماکیاولی حاکم ایدهال خود را چنین ترسیم میکند: شاهی که بتواند میان «شیرگونه عمل کردن» (برای راندن دشمنان) و «روباهماب بودن» (برای تشخیص دامها و فریبها) یکی را برگزیند – یا هر دو را توأمان. این کتاب مملو از مثالهای تاریخی است؛ از فرمانروایان روم باستان تا سزار بورجیا، شاید بدنامترین قهرمان ماکیاولی که با حیله، قاطعیت و گاه جنایت، نظم موقتی را بر قلمروی خود حاکم کرد. اما نکتهٔ کلیدی آن است که هر ظلم یا فریبی صرفاً برایِ «ثبات دولت و امنیت رعایا» توجیه میشود.
جملاتی مانند «هدف وسیله را توجیه میکند» (که در واقع عیناً در کتاب نیامده، اما از روح آن استخراج شده) شهرت جهانی به این اثر بخشیده است. با این حال، خواندن دقیق «شهریار» نشان میدهد که ماکیاولی هرگز بیبندوباری مطلق را تبلیغ نمیکند؛ او تأکید دارد که حاکم باید از نفرت عمومی بپرهیزد، به دارایی مردم تعرض نکند و تا جایی که ممکن است ظاهرِ دلسوزی و دینداری را حفظ کند. بنابراین، شهریار یک کتاب سیاهِ صرف نیست، بلکه کالبدشکافی عریان از چرایی سقوط پادشاهان و چگونگی بقای قدرتمندان است. بسیاری از مدیران اجرایی، رهبران نظامی و حتی سیاستمداران مدرن از مفاهیم «ماکیاولیایی» برای تحلیل ریسک و مذاکره بهره میبرند.
خواندن این اثر شما را با پرسشهای بنیادین روبرو میکند: آیا آزادی و امنیت با یکدیگر سازگارند؟ آیا برای حفظ یک کشور میتوان از اخلاقیات عادی عبور کرد؟ «شهریار» در ۲۶ فصل کوتاه اما فشرده، سقوط اخلاقیات آرمانگرا را در بوتهٔ واقعیتِ جنگ، خیانت و آنارشی به تصویر میکشد. این کتاب نه یک مرامنامهٔ تمامعیار که هشداری برای حاکمان و هر کسی است که میخواهد قدرت را نه در رویا، که در زمین خاکی سیاست درک کند. کتابی که همچنان در دانشکدههای علوم سیاسی، مدیریت استراتژیک و حتی رهبری سازمانی تدریس میشود و خواندن آن را به هر اندیشمند علاقهمند به واقعگرایی سیاسی اکیداً توصیه میکنیم.
فهرست مطالب کتاب:
- پیشگفتار
- یادداشت مترجم
- فصل اول: انواع مختلف حکومتها و نحوۀ فتح آنها
- فصل دوم: حکومتهای موروثی
- فصل سوم: حکومتهای مختلط
- فصل چهارم: چرا پس از فتح ایران توسط اسکندر کبیر و مرگ او، جانشینان داریوش هخامنشی علیه جانشینانش او شورش نکردند؟
- فصل پنجم: چگونه شهرها و ایالتهایی را که قبلاً خودگردان بودهاند، اداره کنیم؟
- فصل ششم: سرزمینهایی که توسط نیروها و تواناییهای حاکم جدید فتح شدهاند
- فصل هفتم: حکومتهایی که با خوششانسی و با استفاده از قوای نظامی حکومتهای دیگر بنا شدند
- فصل هشتم: قلمروهایی که با خشونت و جنایت فتح شدند
- فصل نهم: حکومت با استفاده از حمایتهای عمومی
- فصل دهم: ارزیابی قدرت یک حکومت
- فصل یازدهم: حکومتهای کلیسامحور
- فصل دوازدم: بررسی انواع ارتشها و نیروهای مزدور
- فصل سیزدهم: نیروهای کمکی، ترکیبی و بومی
- فصل چهاردم: رابطۀ حاکم و نیروهای مسلح
- فصل پانزدهم: آنچه که انسانها، بهویژه حاکمان بهخاطر آن مورد ستایش و سرزنش قرار میگیرند
- فصل شانزدهم: سخاوت و خساست
- فصل هفدهم: بیرحمی یا مهربانی؛ بهتر است مردم شما را دوست داشته باشند یا از شما بترسند؟
- فصل هجدهم: حاکمان و وعده و وعیدهایی که میدهند
- فصل نوزدهم: اجتناب از تحقیر و منفور شدن
- فصل بیستم: آیا دژهای دفاعی و سایر راهبردهای دفاعی که حاکمان اتخاذ میکنند، برای حفظ امنیت حکومت آنها مفید است؟
- فصل بیستویکم: کاری که یک حاکم باید برای جلب احترام رعایایش انجام دهد
- فصل بیستودوم: کابینۀ یک حاکم
- فصل بیستوسوم: اجتناب از افراد خودشیفته و ازخودراضی
- فصل بیستوچهارم: دلایل سقوط قلمروی حاکمان ایتالیایی
- فصل بیستوپنجم: نقش شانس در امور انسانی و چگونگی مقابلۀ با آن
- فصل بیستوششم: توصیههایی درمورد فتح ایتالیا و رهایی آن از اشغال بیگانگان



نقد و بررسی وجود ندارد.